یکشنبه1 ابان 1390 ( هفته 12)
سلام عسل مامان......

دیشب ...تولد بابایی بود...
اما فرقش با تولدای دیگه این بود که منو تو با هم دیگه تولد بابایی و جشن گرفتیم
...کلی تدارک دیده بودم


..کیکشو سفارش دادم...غذاهاشم همه مدل سرد حاضر کردم..همه بودن..هم خانواده بابایی و هم خانواده من...خیلی خوش گذشت...

ایشالله تولد بعدی بابایی تو توی بقلشو و تقریبا 5 ماهتم هست عزیزم....
راستی...دکتر تاریخ به دنیا امدنت و گفته 17 اردیبهشت و من بی صبرانه منتظر اون روزم عزیزم....

امروزم وقت داشتم برای سونو که با بابایی رفتیم..این بار خیلی جالب بود..تو همه ی دستو پاهات تشگیل شده بودو..ماشالله کلی هم تکون میخوردی عزیزم....
قیافه بابات که خیلی دیدنی بود.
..وای..چه روزهای خوبو شیرینی... که ایشالله با امدن تو شیرین ترم میشه...
همهچیزت توی سونو عالی بودو تو توی هفته 12 هم بودی عزیزم....

اینم عکس تو مامانی.....



یکشنبه1 ابان 1390 ( هفته 12)
